محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

275

خلد برين ( فارسى )

گرديد . و چون ماهچهء علم نصرت پرچم تخت‌آراى فريدون و جم ، پرتو وصول به سلطانيه انداخت بنا بر آن كه در آن اثنا به مسامع جلال پيوست كه جمعى كثير از سپاه قضا هجوم روم عزم آن دارند كه قدم جرأت به تسخير دار السلام بغداد پيش گذارند دورميش خان و زينل - خان و جوجى سلطان حاكم كردستان را با لشكرى گران به آن طرف روان ساخت كه اگر آن خبر ، پيرايهء وقوع در بركند به امداد و اعانت شاه على بيك حاكم دار السلام كه ملقب به عوض سلطان شده قيام و اقدام و در دفع اعادى دين و دولت اهتمام تمام نمايند . و بعد از روانه شدن امراء ، موكب جهان‌پيما به عزم شكار متوجه حدود كوه بيستون گشته اغرق همايون را مصحوب وكيل السلطنه ميرزا شاه حسين به دار المؤمنين قم روانه گردانيد و بعد از نشاط سير و شكار ، رايت ظفر شعار سايهء وصول به دار المؤمنين مذكور افكنده روزى چند در آن معمورهء دلپسند به خوشدلى و كامرانى گذرانيد و از آنجا موكب ظفرنشان عازم دار المؤمنين كاشان گرديده چون رايت ظفر آيت به آن ولايت رسيد ميرزا شاه حسين بنا بر آن كه صاحب سيورغال آن مملكت بود به ترتيب طوى شاهانه و گذرانيدن پيشكشهاى پادشاهانه قيام و اقدام نمود . بعد از بسط بساط عشرت و انبساط ، رايات ظفر آيات از دار المؤمنين كاشان به صوب معمورهء جنت‌نشان اصفهان به عزم قشلاق مرحله‌پيما شده ماهچهء رايت ظفر علامت بر آن ولايت پرتو وصول انداخت . و پس از ده روز ميرزا شاه حسين را به استخلاص مالى كه حكام گيلان قبول نموده بودند مأمور فرموده به آن حدود روان ساخت . و از وقايعى كه در آن اوان از جلبات خفا به دار الظهور بروز رسيد آن بود كه چون ارباب حسد و اصحاب اغراض ، وكيل السلطنه را از ركاب ظفر انتساب دور ديدند شروع در تقرير و ابواب وى نموده در محل فرصت به عرض شهريار جم اقتدار رسانيدند كه ميرزاى مشار اليه مبلغ پنج هزار تومان به خلاف حكم و حساب از